نوشته‌ها

منظومه شمسی

منظومه شمسی ما دارای هشت سياره یک ستاره (خورشید) و نزدیک به دویست قمر، چند خرده سیاره و میلیون ها سیارک و اجسام سنگی دیگر می باشد. همه این هشت سیاره دور ستاره خورشيد می گردند. همچنین زمين كه ما بر روي آن زندگی می كنيم يكی از اين سيارات می باشد. برای دیدن پست قبلی ( کلمات متضاد ) اینجا کلیک کنید.

منظومه شمسی

منظومه شمسی

ستاره

خورشيد( sun ): خورشيد در مركز منظومه شمسی ما قرار دارد. خورشيد يك ستاره می باشد.

سیارات

عطارد یا تیر( Mercury ):نزديك ترين سياره به خورشيد تیر می باشد. تیر يك سياره داغ و كوچك هست که ماه (قمر) ندارد.

 

زهره یا ناهيد( Venus ): ناهيد دومين سياره نزديك به خورشيد است. ناهید نیز مانند عطارد ماه (قمر) ندارد.

نکته بسیار مهم:سیاره های زهره و عطارد تنها سیاراتی در منظومه شمسی هستند که هیچ ماهی (قمری) ندارند.

زمين یا ارض( earth ): ما بر روي سياره زمين زندگي مي كنيم. زمين سومين سياره نزديك به خورشيد است. زمين تنها سياره ای در منظومه شمسی است كه موجودات زنده در آن زندگي مي كنند. زمين يك ماه (قمر) دارد.

 

مريخیا بهرام( Mars ): مريخ چهارمين سياره نزديك به خورشيد است. مريخ دارای دو ماه (قمر)می باشد.

 

مشتريیا برجیس( Jupiter): مشتری پنجمين سياره نزديك به خورشيد است. اين سياره بسيار بزرگ كه گازی است بزرگ ترين سياره منظومه شمسی ما است. مشتری دارای شانزده تا ماه (قمر) می باشد.

 

زحل یا کیوان( Saturn ): زحل ششمين سياره نزديك به خورشيد است. اين سياره بسيار بزرگ حلقه های زيبايی دارد كه از يخ و سنگ تشكيل شده اند. اين سياره هفده تا ماه (قمر) دارد.

 

اورانوس( Uranus ): اورانوس هفتمين سياره نزديك به خورشيد است. اين سياره يك سياره نسبتا بزرگ گازی با نور آبی است. اورانوس پانزده تا ماه (قمر) دارد.

 

نپتون( neptune ): نپتون هشتمين سياره نزديك به خورشيد است. اين سياره يك سياره بزرگ گازی با نور آبی است. اورانوس هشت ماه (قمر) دارد.

نکته⇓

پلوتو(Pluto): ستاره شناسان در نشستی که در سال 2006 میلادی داشتند پلوتو را  به دلیل جرم کم و عدم توانایی در جذب اجرام کوچک تر اطراف مدار خود از رده سیارات اصلی خارج و به رده خرده سیارک ها وارد کردند.

داستان کوتاه

امروز می خواهیم که با داستان کوتاه در خدمت شما باشیم. داستان کوتاه شناخته شده و متناسب با سطح شما عزیزان. در این سبک شما می توانید بهتر کلمات و گرامر ها را بشناسید و دریابید که در کجا و چگونه از این ها استفاده می شود. موضوع داستان از این قرار است که مردی تکه طلایش را در زیر درختی قایم می کند و هر روز با دیدن آن خوشحال می شود تا این که دزدی آن تکه را می دزدد. برای فهمیدن کامل موضوع با ما همراه باشید. برای دیدن پست قبلی ( ورزش ها ) اینجا کلیک کنید.

داستان کوتاه

داستان کوتاه

داستان کوتاه

The lump of gold

Paul was a very rich man, but he never spent any of his money.

He was scared that someone would steal it.

He pretended to be poor and wore dirty old clothes.

People laughed at him, but he didn’t care.

He only cared about his money.

One day, he bought a big lump of gold.

He hid it in a hole by a tree.

Every night, he went to the hole to look at his treasure.

He sat and he looked.

‘No one will ever find my gold!’ he said.

But one night, a thief saw Paul looking at his gold.

And when Paul went home, the thief picked up the lump of gold, slipped it into his bag and ran away!

The next day, Paul went to look at his gold, but it wasn’t there.

It had disappeared!

Paul cried and cried!

He cried so loud that a wise old man heard him.

He came to help.

Paul told him the sad tale of the stolen lump of gold.

‘Don’t worry,’ he said.

‘Get a big stone and put it in the hole by the tree.’

‘What?’ said Paul.

‘Why?’

‘What did you do with your lump of gold?’

‘I sat and looked at it every day,’ said Paul.

‘Exactly,’ said the wise old man.

‘You can do exactly the same with a stone.’

Paul listened, thought for a moment and then said, ‘Yes, you’re right. I’ve been very silly. I don’t need a lump of gold to be happy!’

تکه ی طلا

پاول مرد بسیار ثروتمندی بود اما هیچ وقت از پولهایش خرج نمی کرد.

او می ترسید که کسی آن را بدزدد.

وانمود می کرد فقیر است و لباسهای کثیف و کهنه می پوشید.

مردم به او می خندیدند ولی او اهمیتی نمی داد.

او فقط به پولهایش اهمیت می داد.

روزی یک تکه بزرگ طلا خرید.

آن را در چاله ای نزدیک یک درخت مخفی کرد.

هر شب کناره چاله می رفت تا به گنجش نگاه کند.

می نشست و نگاه می کرد.

می گفت: «هیچکس نمی تواند طلای من را پیدا کند!»

اما یک شب دزدی پاول را هنگام نگاه به طلایش دید.

و وقتی پاول به خانه رفت دزد تکه ی طلا را برداشت، آن را درون کیسه اش انداخت و فرار کرد!

روز بعد، پاول رفت تا طلایش را نگاه کند اما طلا آنجا نبود.

ناپدید شده بود!

پاول شروع به داد و بیداد و گریه و زاری کرد!

صدایش آنقدر بلند بود که پیرمرد دانایی آن را شنید.

او برای کمک آمد.

پاول ماجرای غم انگیز تکه طلای به سرقت رفته را برایش تعریف کرد.

او گفت: «نگران نباش.»

«سنگ بزرگی بیاور و درون چاله ی نزدیک درخت بگذار.»

پاول گفت: «چه؟»

«چرا؟»

«با تکه طلایت چیکار می کردی؟»

پاول گفت: «هر روز مینشستم و نگاهش می کردم.»

پیرمرد دانا گفت: «دقیقا».

«می توانی دقیقا همین کار را با یک سنگ هم انجام دهی.»

پاول گوش داد و کمی فکر کرد و بعد گفت: «بله راست میگویی. چقدر نادان بودم. من برای خوشحال بودن نیازی به تکه طلا ندارم !»

در این پست می خواهیم در باره ی ورزش ها آموزش بدهیم. پست امروز ما به درد کسانی می خورد که ورزشی هستند و ورزش را دوست دارند. کسانی که به ورزش اهمیت قاعل هستند. کسانی که فکر می کنند این پست به دردشان می خورد ما را دنبال کنند.برای دیدن پست قبلی ( سبزیجات ) اینجا کلیک کنید.

ورزش ها ( sports )

ورزش ها ( sports )

Futsal

فوتسال


Golf

گلف


Gymnastics

ژیمناستیک


Handball

هندبال


Hockey

هاکی


Horse racing

مسابقه اسب دوانی


Javelin throw

پرتاب نیزه


Judo

جودو


Jump rope

طناب زنی


Kabaddi

کبدی


Polo

چوگان


Rowing

قایقرانی


Rugby

راگبی


Sailing

قایقرانی بادبانی


Shooting

تیراندازی


Skiing

اسکی


Swimming

شنا


Table tennis

تنیس روی میز


Taekwondo

تکواندو


Tennis

تنیس


Track and field

دو و میدانی


Trampoline

ترامپولین


Triathlon

مسابقه سه گانه


Volleyball

والیبال


Water polo

واترپولو


Weightlifting

وزنه برداری


Wrestling

کشتی


Archery

تیر اندازی (با کمان)


Badminton

بدمینتون


Basketball

بسکتبال


Beach Volleyball

والیبال ساحلی


Boxing

بوکس، مشت زنی


Chess

شطرنج


Cricket

کریکت


Cycling

دوچرخه سواری


Cycling – mountain

دوچرخه سواری کوهستان


Cycling – road

دوچرخه سواری جاده


Discus throw

پرتاب دیسک


Diving

شیرجه


Equestrian

اسب سواری


Fencing

شمشیر بازی


Football

فوتبال