نوشته‌ها

فیلم آموزش گرامر

فیلم آموزش گرامر

آیا امکان دارد کل گرامر انگلیسی را در کوتاهترین زمان به طور جامع فرا گرفت؟

چقدر ازمتن فیلم ها و انیمیشن ها را گرامر میسازد؟

اگر گرامر را کامل بلد باشیم چقدر میتوانیم فیلم ها و انیمیشن ها را درک کنیم؟

این پک گرامر چگونه با پک های دیگر متفاوت است و ویژگی آن چیست؟

پک گرامر زبان انگلیسی گروه برجسته فیلم های آموزشی تک تک گرامر های موجود در زبان انگلسی را برسی میکند و تمام آن ها را همراه با فیلم های مرتبط با هر گرامر آورده است تا اینکه شما نه تنها خود گرامر را یاد میگیرید بلکه درک فیلم ها را هم به راحتی درک میکنید.

اگر کل این گرامر ها را فرا بگیرید،لازمه اولیه برای درک کل فیلم ها را خواهید داشت.

ویژگی هایی که این پک دارد این است که کلیه گرامر ها را آموزش میدهد و در انتهای هر گرامر فیلم های مرتبط با آن گرامر را آورده است تا بتوانید همه نکات گرامر و همچنین نحوه استفاده آن ها را فرا بگیرید.

همه ما میدانیم که گرامر اصول صحبت کردن ما را نظم میدهد و یادگیری آن از اهمیت بالایی برای کسانی که میخواهند انگلیسی یاد بگیرند،کسانی که امتحان آیلتس،تافل و… در پیش و دارند،کسانی که مکالمه میخواهند و…دارد.

با تهیه این گرامر و کار کردن بر روی تک تک گرامر ها تا وقتی که همه نکات در ذهن شما گنجانده شد به راحتی میتوانید ادعا کنید که یکی از مهمترین مهارت انگلیسی که گرامر است را تا حد بسیار بالایی فرا گرفته اید!

مشخصات دوره آموزش گرامر با فیلم های انیمیشنی …

مخاطب: برای کلیه زبان آموزان ( آمادگی برای آیلتس و تافل، برای کنکوری های سراسری و ارشد، برای زبان آموزان موسسات و خود آموز ها … )
طول دوره: در سه سطح Elementary, intermediate, advanced  به مدت ده ساعت
مدرس: جعفر رحمتی مترجم کتاب دنیای بدون سرطان و مدیر موسسه مجازی زبان انگلیسی برجسته
مبلغ: 99 هزار تومان ( هزینه یک ترم موسسات زبان )

 

 

افعال دو كلمه اي (Two – verbs word)

افعال دو كلمه اي (Two – verbs word)

افعال دو كلمه اي (Two – verbs word) عبارتند از افعال مرکبی که ازیک فعل به اضافۀ یک

ضمیمه یا دنبالۀ قیدی تشکیل می شود. اینگونه افعال را افعال ترکیبی، ترکیبات فعل به

اضافۀ قید و یا فعل به اضافۀ حرف اضافه نیز می گویند.

مثال:

 نوشتن و پر کردن

fill in

 بیرون آوردن لباس

take off

برچیدن، سوار کردن مسافر

pick up

پوشیدن

put on

 کم کردن صدا

turn down

تکمیل کردن

fill out

در افعال دو کلمه ای معمولاً فشار صدا بر روی ضمیمه یا دنبالۀ کوتاهی است که بعد از فعل

می آید، یعنی دنبالۀ قیدی دارای تکیۀ اصلی صدا است ولی در ترکیب فعل با حرف اضافه،

فشار صدا بر روی خود فعل است.

در مورد افعال دو کلمه ای، گاهی می توان دنبالۀ قیدی آن را بعد از مفعول قرار داد ولی در

ترکیبات فعل و حرف اضافه ، چنین تغییری هیچگاه امکان ندارد.

افعال دو كلمه اي (Two – verbs word) دو دسته هستند: 1 – جدا شدنی 2 – جدا نشدنی

 1) جدا شدنی :

در مورد افعال دو کلمه ای جدا شدنی، هم می توان مفعول اسمی را بعد از دنباله قیدی

قرار داد و هم می توان ان را بین مفعول و دنبالۀ قیدی آورد. مثلاً هر دو جملۀ زیر را می توان

با یک مفهوم به کار برد.

  مفعول + دنبالۀ قیدی + فعل

 

او دیروز کتش را بیرون آورد.

.He took off his coat yesterday

مستخدم صورت حساب را تنظیم کرد.

.The waiter made out the bill

 

دنبالۀ قیدی + مفعول + فعل

 

او دیروز کتش را بیرون آورد. .He took his coat off yesterday
مستخدم صورت حساب را تنظیم کرد. .The waiter made the bill out

بسياري از فعل ها از دو كلمه تشكيل شده اند، يكی قسمت اصلی فعل و ديگري جزئی كه

آن را كامل می كند. مانند Put on كه قسمت اصلی آن Put و جزء ديگر آن On می باشد .

شما با چند فعل دو كلمه اي زير قبلاً آشنا شده ايد:

Put on پوشيدن

give back دادن پس

wake up بيدارشدن

Take off درآوردن لباس

pick up برداشتن

turn on كردن روشن

turn off خاموش كردن

call up تلفن كردن

Turn down كم كردن

mix up گيج كردن

look up يافتن لغت در لغتنامه

Give up دست كشيدن

make up اختراع كردن

add up جمع بستن

Turn up زياد كردن صدا

write down يادداشت كردن

take apart جدا كردن

Take away دور كردن

pass on عبور دادن

carry on ادامه دادن

Try on پرو كردن

اگر مفعول فعل دو كلمه اي يك اسم باشد، هم می تواند بعد از قسمت اصلی فعل دو كلمه اي بيايد و هم می تواند بعد از جزء دوم فعل دو كلمه اي بيايد به مثال زير توجه كنيد:

.I put on my coat .            I put my coat on

 

همانطور كه در مثال باال مالحظه می كنيد مفعول اين فعل يعنی my coat در جمله اول بعد

از هردو كلمه فعل دو كلمه اي آمده است و در جمله دوم مغعول بين دو قسمت فعل دو

كلمه اي آمده است و به هر دو شكل صحيح است و معنی جمله فرقی ندارد.

حال اگر مفعول فعل دو كلمه اي، يك ضمير باشد فقط می تواند ما بين دو كلمه فعل دو

كلمه اي بيايد. به اين مثال توجه كنيد:

.I put it on

مالحظه می كنيد كه it كه مفعول است ما بين on ، put كه دو كلمه فعل دو كلمه اي

هستند آمده است.

به چند مثال ديگر توجه كنيد:

.I turn it on

.I turn the TV on

.I turn on the TV

?Can you wake up Mary at 6:00

?Can you wake Mary up at 6:00

?Can you wake her up at 6:00

 2) جدا نشدنی:

حرف اضافه + فعل يا صفت (preposition+verb/adjective)

در افعال دو کلمه ای جدا نشدنی دنباله قیدی همیشه بلافاصله بعد از فعل آورده می شود

و مفعول چه اسم باشد و چه ضمیر، بعد از دنبالۀ قیدی قرار می گیرد و تحت هیچ گونه

شرایطی نمی توان دنبالۀ قیدی را از فعل جدا کرده، بعد از مفعول قرار داد.

 مفعول + دنبالۀ قیدی + فعل

مثال:

او دیروز تصادفاً دوستش را دید. .He ran into his old friend yesterday
در نظر دارم فردا به او تلفن کنم. I am going to call on him tomorrow

 

بعد از فعل ها و صفت ها می توان حرف اضافه را آورد. اسم يا ضميري كه بعد از حرف اضافه

می آيد، مفعول آن است و هميشه بعد از آن می آيد.

.He is looking for his pen

.He is looking for it

بعد از فعل look حرف اضافه for آمده است و مفعول آن pen his يا It بعد از حرف اضافه آمده است.

.I’m sorry about the accident

.I’m sorry about it

بعد از صفت sorry حرف اضافه about آمده است و مفعول آن the accident يا It بعد از حرف

اضافه آمده است

.(He is waiting for her sister / (her

.(They are talking about the children / (them

.(I’ m sorry about the accident / (it

.(He was afraid of the animals /(them

ليست افعال و صفات جدا نشدنی:

جستجو كردنlook for

مراقبت كردن ازlook after

نگاه كردن بهLook at

صحبت كردن باspeak with / to

صحبت كردن باtalk to / with

گوش دادن بهListen to

درخواست كردنask for

ممنتظر ماندن برايwait for

فكر كردن درباره  Think about

زمين خوردن fall down

صحبت كردن درباره talk about

بيدار شدن Get up

متاسف درباره  sorry about / for

شبيه بودن به   similar to

شرمنده از   Ashamed of

عالقه مند به   interested in

پر از    full of

خسته از   Tired of

متفاوت از   different from

ترسيدن از   afraid of

مسئول براي    Responsible for

پياده شدن get off

سوار شدن get on

كسل از Bored with

تمام شدن   run out of

رها از    free from

نگران بودن از   Worried about

ماهر بودن در   good at

براساس   based on

آگاه بودن از Aware of

تبديل فعل به اسم:

با اضافه كردن پسوند هاي   ence ،ance ، tion به بعضی افعال می توانيم آن فعل را به

اسم تبديل كنيم.

به نگارش كلمات دقت كنيد. مثال:

 

 

در اینجا باید خاطر نشان ساخت که تشخیص افعال دو کلمه ای جدا شدنی از افعال دو

کلمه ای جدا نشدنی، همیشه کار اسانی نیست و این امر تابع قاعدۀ معینی نبوده، بلکه

به تمرین زیاد بستگی دارد.

نکتۀ مهم دیگری که در مورد این افعال باید در نظر داشت، این است که در تحت بعضی

شرایط عوض کردن جای مفعول اسمی و دنبالۀ قیدی امکان پذیر نیست. به عبارت دیگر

تمام افعال دو کلمه ای، حتی جدا شدنی را نمی شود همیشه از هم جدا کرد و مفعول را

بین آنها قرار داد. برای مثال فعل دو کلمه ای   give up را به معنای “تسلیم شدن، دست

کشیدن”، در نظر بگیرید. این فعل در شرایط معمولی جدا شنی بوده و می توان مفعول

اسمی را بین فعل و دنبالۀ قیدی قرار داد. ولی مواردی پیش می آید که در مورد همین فعل

نیز نمی توانیم مفعول را بین دو قسمت آن قرار دهیم و حتماً دنبالۀ قیدی  باید بلافاصله بعد

از فعل قرار داده شود.

 مفعول + دنبالۀ قیدی + فعل

مثلاً می توانیم بگوییم :

 او قطع امید کرد. .He gave up hope

ولی هیچوقت نمی گوییم:

 او قطع امید کرد. .He gave hope  up

جملۀ فوق از نظر گرامری نادرست است.

البته گاهی نیز اتفاق میافتد که مفعول فقط باید بین فعل و دنبالۀ قیدی قرار گیرد و هیچ

شکل دیگری از آن قابل قبول نخواهد بود.

مثلاً می گوییم:

 زندانی فراری خود را تسلیم کرد. .The escaped prisoner gave himself up

ولی هرگز نمی گوییم:

 زندانی فراری خود را تسلیم کرد. .The escaped  prisoner gave up himself

اما موارد زیادی هست که هر یک از دو شکل را بطور دلخواه می توان به کار برد.

در موارد زیر مفعول باید حتماً بین دو قسمت افعال دو کلمه ای قرار گیرد:

وقتیکه مفعول، ضمیر مفعولی و یا ضمیر انعکاسی باشد.

مثال:

 صدای رادیو خیلی بلند است، لطفاً آن را کم کنید. .The radio is too load; please turn it down

ولی چنانچه مفعول، اسم باشد، هم می توان آن را بین دو قسمت فعل قرار داد و هم بعد

از دنبالۀ قیدی، هر دو صحیح  و مصطلح بوده و هیچ فرقی با هم ندارند.

مثال:

 

او تلویزیون را روشن کرد. .He turned on the TV
او تلویزیون را روشن کرد. .He turned the TV on

درصورتیکه مفعول، ضمیر باشد، حتماً باید بین دو قسمت فعل یا به عبارت دیگر قبل از دنبالۀ

قیدی قرار بگیرد.

مثال:

 صدای رادیو خیلی بلند است، لطفاً آن را کم کنید. .The radio is too loud; please turn it down
به روشنایی نیاز نداریم، لطفاً لامپ را خاموش کنید. .We don’t need the light; please turn it off
شخص فراری خودش را تسلیم  کرد. .The fugitive gave himself up

در جملۀ سوم، ضمیر، himself، به صورت ضمیر انعکاسی به کار برده شده است.

غیر از ضمایر مفعولی و انعکاسی که حتماً باید بین فعل و دنبالۀ قیدی آن قرار گیرند، ضمایر

دیگر را می توان در شرایط معمولی، بعد از دنبالۀ قیدی نیز قرار داد.

مثال:

 هرکس دیگری که بخواهد می تواند صندلیش را ببخشد، ولی من مال خودم را از دست نخواهم داد. Whoever else gives up his seat, I shall not give up mine.

چنانکه می بینیم در جملۀ فوق کلمۀ mine ضمیر ملکی است که بعد از up که دنبالۀ قیدی

می باشد، آورده شده است.

محل ضمایر اشارۀ those, these, that, this  در مورد این افعال بیشتر بستگی به جنبۀ

تأکیدی آنها دارد.

مثال:

 این مطلب را یادداشت کن(به حافظه ات اعتماد نکن). Take this down.
این مطلب را یادداشت کن(نه چیز دیگری را). Take down this.

وقتیکه دو دنبالۀ قیدی با هم ترکیب شده و دنبالۀ قیدی مرکبی درست کرده باشند، مانند

دنباله های قیدی in and out, up and down, off and on

اگر هر یک از این دنباله های قیدی به تنهایی همراه فعل آورده شود، امکان آوردن مفعول

بعد از آنها وجود دارد. ولی هر گاه دو قید با هم ترکیب شوند، فقط انها را باید بعد از مفعول

قرار داد. بدین معنی که مفعول بین فعل و دنباله های قیدی آورده می شود.

مثال:

او چراغ را روشن کرد. .He turned on the light
او چراغ را خاموش کرد. .He turned off the light
او چراغ را روشن و خاموش کرد. .He turned the light on and off
او پشت دری را بالا زد. .He pulled up the blind
او پشت دری را پایین کشید. .He pulled down the blind
او پرده ها را بالا و پایین کشید. .He pulled the blinds up and down

 ضمیمه های قیدی:

ضمیمه های قیدی را برای اظهارات امری بدون آوردن فعل نیز به کار می برند. در اینگونه

اظهارا ت بعد از ضمیمۀ قیدی، معمولاً حرف اضافه آورده می شود.

مثال:

 بروید سر کارتان. !Off with you
سرش را از تنش جدا کنید. !Off with his head
بیرونش کنید. !Out with him
مرگ بر خائنین. !Down with he traitors

برای دستورات دوستانه دنبالۀ قیدی را قبل از فاعل می آورند.

مثال:

 بگذار و برو. !Off you go
فرار کن !Away you run
بیا تو (بیا داخل). !In you come

 

برای دانلود فایل PDF با کیفیت بالا کلیک کنید

 

گرامر wish

گرامر wish

wish به معنای «آرزو کردن» یا به بیان غیر رسمی «کاشکی» است. دو نوع معنی اصلی

برای این واژه قابل تصور است: اول آرزو کردن برای این که چیزی در آینده اتفاق بیفتد، مثلا:

«آرزو میکنم در امتحانات پایان دوره موفق باشی!»؛ و دوم آرزوی این که کاش چیزی در

گذشته افتاده بود، یا به عبارت دیگر آرزوی چیز محالی را داشتن، به طور مثال: «کاش در

دبیرستان رشته انسانی را انتخاب کرده بودم».

برای بیان معنای اول به طور کلی از ساختار گرامری زیر استفاده می شود:

Subject + wish + somebody + something

که در این ساختار subject فرد یا افراد آرزو کننده، و واژه wish فعل (که متناسب با فاعل

ممکن است به سوم شخص نیاز داشته باشد) هستند. همچنین به جای

عبارت somebody اسم کسانی که برایشان آرزو داریم قرار داده می شود؛ و به

جای something هم آنچه که آرزو داریم را قرار می دهیم. به طور مثال: «برایت آرزوی

موفقیت دارم.» به این شکل نوشته میشود:

.I wish you success

چند مثال دیگر برای معنای اول:

 .He wished me luck-

!We wish you a happy birthday-

.I wish her every success

همین معنای اول را میتوان با hope به معنای «امیدوار بودن» نیز بیان کرد، ولی به ساختار

گرامری متفاوتی نیاز است:

Subject + hope (+that) + something happens

در این ساختار subject آرزو کننده، hope فعل، that قسمت ضمیر موصولی اختیاری و قابل

حذف در جمله، و something happens آرزو هستند. برای مثال به جای جمله

.I wish you success میتوان از جمله .I hope (that) you be successful استفاده کرد.

چند مثال دیگر از Hope:

. They hope that I pass my test with flying colors

آنها امیدوارند (آرزو دارند) که من با نمره عالی در امتحانم قبول شوم.

.She hopes that her dad buys her a bike

او امیدوار است (آرزو دارد) که پدرش برایش یک دوچرخه بخرد.

برای بیان معنای دوم به طور کلی از ساختار گرامری زیر استفاده می شود:

Subject + wish (+that) + something

که در این ساختار subject آرزو کننده، wish فعل، و something آن چیزی است که آرزو

داریم. با این تفاوت نسبت به معنای اول که  something در اینجا خود یک جمله کامل است

که دو حالت دارد: اگر آرزوی چیز محالی را برای زمان حال داشته باشیم، این جمله به شکل

زمان گذشته ساده یا گذشته استمراری بیان می شود، و اگر آرزوی چیز محالی در گذشته

را بخواهیم بیان کنیم باید از گذشته کامل یا گذشته کامل استمراری استفاده کنیم. برای

مثال، اگر بخواهیم بگوییم که «کاش من هم میتوانستم با پدرام به مسافرت بروم.» (آرزویی

که مربوط به زمان حال است) باید جمله زیر را استفاده کنیم (در مثال های زیر قسمت

معادل something به صورت پررنگ نشان داده شده است):

.I wish I was going on the trip with Pedram, too

چند جمله نمونه دیگر برای آرزوهای محال در زمان حال:

.I don’t know French. I wish I knew

من زبان فرانسوی بلد نیستم. کاش بلد بودم.

.I wish you didn’t have to leave so soon

کاش مجبور نبودی این قدر زود بروی.

توجه نمایید که اگر در آرزوی محال زمان حال، فعل قسمت something جمله was باشد،

میتوان به جای آن از were نیز استفاده کرد:

(.I’m in Tehran now. I wish I were in Ramsar. (OR I wish I was in Ramsar

من الان در تهران هستم. کاش در رامسر بودم.

 (.I wish she were here right now. (OR I wish she was here right now

کاش او همین الان اینجا بود.

حال اگر بخواهیم آرزوی محالی درباره زمان گذشته را بیان کنیم، مثلا بگوییم: «آرش دیشب

به مهمانی نیامد، ولی کاش آمده بود.» باید از جمله زیر استفاده کنیم:

.Arash didn’t come to the party last night, but I wish he had come

چند مثال دیگر برای آرزوهای محال زمان گذشته:

.It was a stupid thing to say. I wish I hadn’t said it

حرفی که زدم خیلی احمقانه بود. کاش این حرف را نزده بودم.

.I wish I had accepted the job offer

کاش پیشنهاد شغلی که بهم شد را قبول کرده بودم.

علاوه بر دو معنای اصلی ذکر شده، ممکن است wish در حالت سومی نیز استفاده شود.

اگر بخواهیم در مورد اتفاقی که در جریان است شکوه یا گلایه کنیم، میتوانیم از wish در

ساختار زیر استفاده کنیم:

Subject + wish (+that) + something

که در آن به جای something یک جمله کامل با would استفاده میشود.

مثلا در نظر بگیرید که میخواهید با دوستتان بیرون بروید ولی چند ساعت است که باران می

آید و شما نمی توانید بیرون بروید و می خواهید بگویید: «کاش باران بند می آمد.» برای

بیان این معنا می توانید از این جمله استفاده کنید:

.I wish it would stop raining

چند مثال دیگر برای این حالت:

The phone has been ringing for five minutes. I wish somebody would answer it.

پنج دقیقه است که تلفن دارد زنگ میزند. کاش کسی تلفن را برمیداشت.

.I wish you would do something instead of sitting and doing nothing

کاش به جای نشستن و بیکار بودن کاری انجام میدادی.

 

برای دانلود فایل PDF با کیفیت بالا کلیک کنید

گرامر used to

گرامر used to

امروز می خواهم در مورد گرامر used to صحبت کنم. البته به دو ساختار بسیار مهم دیگر

یعنی be used to و get used to هم اشاره خواهم کرد.

چیزی که در گرامر بسیار اهمیت دارد یادگیری کاربرد چیزهایی است که یاد می گیرید. بنابراین من

همیشه تمرکز ویژه ای در بیان کاربرد ساختارهایی که درس می دهم دارم. بدون دانستن

کاربرد، گرامر معنی ندارد.

گرامر used to

کاربرد 

–  برای بیان کاری که در گذشته بطور مرتب انجام می دادیم (عادت داشتیم) بکار می رود.

–  برای بیان حقایقی در زمان گذشته

حالت فعل 

–  بعد از used to فعل بصورت مصدر بدون to می آید.

بعنوان مثال، اگر بخواهیم بگوییم: “برادرم قبلاً سیگار می کشید” و

منظورمان این باشد که الان دیگر سیگار نمی کشد، می توانیم بگوییم:

.My brother used to smoke

 

  • من به این مهد کودک می رفتم. (الان دیگر نمی روم)

.I used to go to this kindergarten

مثال های بالا در مورد عادتی در زمان گذشته (کاری که در گذشته بطور مرتب انجام می

دادیم) حرف می زنند. به عنوان مثال برای بیان حقایق در زمان گذشته به جمله زیر دقت کنید:

این ساختمان قبلاً یک مدرسه بود:

.This building used to be a school

 گرامر be used to:

کاربرد

این عبارت زمانی بکار می رود که می خواهیم بگوییم با چیزی یا انجام کاری در زمان گذشته آشنایی داریم.

حالت فعل

بعد از be used to فعل بصورت ing دار می آید. البته می توانید بعد از آن از اسم هم

استفاده کنید.

مثال:

  • من به ترافیک سنگین عادت دارم.

.I am used to heavy traffic

  • من به زندگی در شهر بزرگ عادت دارم.

.I am used to living in a big city

اگر از زمان گذشته فعل be یعنی was و were استفاده کنید، منظور آشنایی با چیزی یا کاری در زمان گذشته است. بعنوان مثال:

وقتی در آنجا کار می کردم به صبح زود بیدار شدن عادت داشتم.

.When I was working there, I was used to getting up early

 گرامر get used to:

کاربرد

–  برای بیان عادت کردن به چیزی

حالت فعل 

–  بعد از used to فعل بصورت ing دار می آید. البته می توانید بعد از آن از اسم هم

استفاده کنید.

مثلا :

  • من به زندگی کردن در هوای گرم و مرطوب عادت خواهم کرد.

.I will get used to living in hot and humid weather

همانطور که می بینید با تغییر زمان فعل get می توانید عادت کردن را در زمان های مختلف بیان کنید.

یکی از بهترین راه های یادگیری زبان و به خصوص ساختار های گرامری نگاه کردن و تکرار عبارات بکار رفته در فیلم هاست. بدون تکرار هرگز چیزی را عمیق یاد نخواهید گرفت. فیلم

دیدن به قصد یادگیری زبان با فیلم دیدن تفریحی فرق دارد. شما شاید مجبور شوید روی ۱۰ دقیقه از یک فیلم پر

دیالوگ یک ساعت یا حتی بیشتر هم وقت بگذارید. اما، در آخر نتیجه ای که می گیرید شگفت انگیز خواهد بود.

منفی کردن 

used to را معمولا با never و یا didn’t use to منفی می کنیم.

.I never used to smoke, but now I smoke twenty a day

من قبلنا هیچوقت سیگار نمی کشیدم، ولی حالا روزی بیست تا سیگار می کشم.

.No, I didn’t use to exercise on a regular basis

نه، قبلنا به صورت منظم ورزش نمی کردم.

 

سؤالی کردن 

برای سؤالی کردن used to از فعل کمکی did استفاده می کنیم.

 

?Did you use to exercise regularly

قبلنا مرتب ورزش می کردی؟

 ‘?Did you use to go ice-skating when you were young-
‘.No, I never did-

– قبلنا که جوان بودی می رفتی اسکی روی یخ کنی؟
– نه، هیچوقت نرفتم.

منفی و سؤالی کردن  get used to – be used to:

چون این دو اصطلاح دارای افعال اصلی هستند، منفی و سؤالی کردن آنها تابع قوانین منفی

و سؤالی کردن افعال اصلی و همچین فعل to be است.

.I’m not used to cold weather

من به هوای سرد عادت ندارم.

.We aren’t used to washing the dishes

ما به شستن ظرف ها عادت نداریم.

be used to مترادف be accustomed to و get used to مترادف become accustomed to است.

برای دانلود فایل PDF با کیفیت بالا کلیک کنید

کاربرد ( be going to ) در زمان آینده

کاربرد ( be going to ) در زمان آینده

*be going to در معنی (مقصد داشتن،تصمیم داشتن) در زمان آینده نقش will را بازی می

کند.یعنی نمایانگر قصد و تصمیم  است منتهی در مورد این قصد قبلا پیش بینی لازم به

عمل آورده شده است،در حقیقت  will یا be going to برابر بوده ولی یک فرق جزئی بین

آنها است که این اختلاف با جملات زیر روشن می شود.

.She has bought some cloth , she is going to make a dress

او مقداری پارچه خریده و تصمیم دارد (قصد دارد) یک پیراهن بدوزد.

*در این جمله خریدن پارچه به منظور تهیه ی پیراهن است و جمله نشان می دهد زمانی

باید از going to استفاده کنیم که قبلا در مورد عملی که قصد انجام آن را داریم پیش بینی

و تهیه لازم را دیده باشیم و این پیش بینی همان خریدن پارچه است.

و حال به دو جمله ی زیر با دقت توجه کنید:

.Father : I`ve left my watch upstairs

پدر:من ساعتم را در طبقه بالا جا گذاشتم.

.Son : I will get it for you

پسر:من آنرا برایتان خواهم آورد.

در جمله  دوم پسر از پیش نمیدانسته که پدرش ساعتش را در طبقه بالا جا گذشته است

به همین جهت به جای  be going to  از will  استفاده می شود.

می توان بجای be going to  از افعال want ،  plan  و  decide  نیز استفاده نمود.مثال:

.I want to talk to him

قصد دارم(تصمیم دارم)با او صحبت کنم.

.I plan to talk to him

تصمیم گرفته ام با او صحبت کنم.

.I have decide to talk to him

*بعد از  to be going to  که نقش زمان آینده را بازی می کند از دو

فعل go و come استفاده نمی گردد بلکه بجای آن از زمان حال استمراری با قید زمان آینده

مشخص استفاده می شود.

مثلا بجای جمله :

.He is going to come tomorrow

بهتر است بگوییم:

.He is coming tomorrow

و بجای جمله :

.He is going to go there next work

بهتر است بگوییم:

.He is going there next week

او هفته آینده آنجا می رود.(قصد دارد هفته آینده به آنجا برود.)

نکته: اکثر دانشجویان زبان انگلیسی تصور می کنند  be going to که فقط در زمان آینده

بکار می رود و درحالی که این امر اشتباه بوده و ما می توانیم در زمان گذشته نیز برای تمام ضمایر از آن استفاده کنیم. مثال:

.I was going to tell you the fact, but he didn`t let me

من قصد داشتم حقیقت را به شما بگویم ولی او اجازه نداد.

برای دانلود فایل PDF با کیفیت بالا کلیک کنید

تفاوت و کاربرد های (will and going to)

تفاوت و کاربرد های (will and going to)

یکی از مباحث بسیار مهم که در زبان انگلیسی می تواند برای  اکثر زبان آموزان گیچ کننده باشد نحوه به کار گیری will و going to  در جمله است .

در این مقاله ما تفاوت و کاربرد های going to و will را به سادگی برای شما بیان میکنیم.

ممکن است این سوال پیش بیاید که تفاوت بین going to و will چیست ؟ هر دوی آنها در زمان آینده استفاده می شود و دارای تفاوت های جزئی با یکدیگر هستند اگر چه در اکثر مواقع می توان will و going to را به جای هم در جمله به کار برد و حتی اگر در جملات شما این دو عبارت را به طور اشتباه به جای هم استفاده کنید یک فرد انگلیسی زبان منظور شما را  بدون هیچ مشکلی متوجه می شود.

 

چه زمانی going to را استفاده می کنیم:

معمولا عبارت going to  را در آینده استفاده می کنیم ولی در برخی مواقع می شود در زمان حال هم از آن استفاده کرد.

 در موقعیت های زیر می توان از  going to استفاده کرد.

1.ما از قبل قصد و تصمیم به انجام کاری را در آینده گرفته ایم.( برنامه قبلی )

 

آنها  به ساحل می روند در واقع آنها قبلا خانه کوچک ساحلی را در آنجا خریداری کرده اند. They‘re going to retire to the beach – in fact they have already bought a little beach house
 من پیشنهاد کاری را قبول خواهم کرد. I‘m going to accept the job offer

2.  زمانی که چیزی قرار است در آینده اتفاق بیوفتد. ( بر اساس شواهد )

براساس شواهد و یا تجربه شما  احتمالا چیزی قرار است در آینده اتفاق بیوفتد.

فکر کنم که بارون قرار بیاد. یک قطره بارون را احساس کردم I think it is going to rain – I just felt a drop
حالم خوب نیست فکر کنم دارم بالا بیارم. I don’t feel well. I think I’m going to throw up

3.  زمانی که چیزی در حال اتفاق افتادن می باشد.

 برگرد! بمب الان ها هستش که منفجر بشه. Get back! The bomb is going to explode

چه زمانی از فعل کمکی will استفاده می کنیم:

1.برای کارهایی که همین الان تصمیم به انجام آن گرفته ایم.( تصمیم سریع )

بدین معنی می باشد که شما همان لحظه تصمیم گرفته اید کاری را انجام دهید.

برای تو هم یکی می خرم. I’ll buy one for you too
فکر می کنم که یکی از انهارو امتحان خواهم کرد( من همین الان تصمیم گرفتم این کار را انجام دهم.) I think I’ll try one of those. (I just decided this right now)

2 . زمانی که به چیزی در آینده فکر می کنیم و یا به آن باور داریم.( پیش بینی کردن )

تیم ما قهرمان لیگ نخواهد شد. My team will not win the league this season
فکر کنم می خواد بارون بیاد چتر رو بیار با خودت I think it will rain later so take an umbrella with you

نکنه: برای پیش بینی در زمان آینده شما می توانید هم از will  و هم از going to استفاده کنید.

3. برای پیشنهاد  و  قول دادن و یا تهدید کردن

اگر الان خرید کنی بهت تخفیف میدم. I’ll give you a discount if you buy it right now
قول می دهم که دفعه بعدی خوب رفتار کنم. I promise I will behave next time
اگر مایل باشی به سینما می برمت I’ll take you to the movies if you’d like

4. زمانی که می خواهیم جواب منفی به کسی برای انجام کاری بدهیم از won’t استفاده می کنیم.

 بهش گفتم که آشغال هارو بیرون ببره ولی این کارو انجام نداد. I told him to take out the trash but he won’t do it
بچه هام به هر چی که بهشون می گم گوش نمی دهند My kids won’t listen to anything I say
ماشین هم روشن نمی شود My car won’t start

پیش بینی در آینده

همانطور که شما می دونید از will و going to می توانیم برای پیش بینی چیزی در آینده بدون ایجاد تفاوت معنایی استفاده کنیم.

 

گزارش هواشناسی می گوید که فردا هوا بارانی هست.

The weather report says it willrain tomorrow. (Correct)

The weather report says it is going to rain tomorrow. (Correct)

مقایسه will  و going to

اگر کسی از شما سوال که :

آیا امروز عصر مشغول به کاری هستی؟  “Are you busy this evening” اگر در پاسخ بگویم که بله می خواهم به سینما بروم“Yes, I’m going to the movies”  بدین معنی است که ما از قبل برنامه ریزی کرده ایم(قبل از اینکه این سوال از ما پرسیده شود) در این مواقع نمی توانیم از will استفاده کنیم. اما اگر شما هیچ گونه برنامه ریزی نکردید می توانید بگویید “I will probably watch TV” ( من احتمالا به سینما خواهم رفت ) و یا “I‘m probably going to watch TV”

(من احتمالا به سینما خواهم رفت.) استفاده کنید

هر دوی will و going to در این موقعیت قابل استفاده هستند به دلیل اینکه چیزی را در آینده پیش بینی می کنیم.( به دلیل اینکه از قبل برنامه ریزی نکردیم )

 

برای دانلود فایل PDF با کیفیت بالا کلیک کنید

ضمایر انعکاسی و تاکیدی (Emphasizing and Reflective Pronouns)

ضمایر انعکاسی و تاکیدی (Emphasizing and Reflective Pronouns)

ضمایر انعکاسی و تاکیدی (Emphasizing and Reflective Pronouns) دارای شکل و معنی مشابه هستند:

مفرد

خودم

Myself

 خودت Yourself
خودش – مذکر Himself
خودش – موئث Herself
خودش – اشیا و حیوانات Itself

جمع

خودمان Ourselves
خودتان Yourselves
خودشان Themselves

 

ضمایر انعکاسی :

هر گاه فاعل و مفعول جمله یکی باشند یعنی هر دو به یک نفر یا یک چیز اشاره کنند، برای مفعول جمله به جای ضمیر مفعولی از ضمیر انعکاسی استفاده می کنیم.

.I saw him in the street

من او را در خیابان دیدم.

.I saw myself in the mirror

من خودم را در آینه دیدم.

در هر دو جمله بالا هر دو ضمیر him و  myself مفعول جمله می باشند. در جمله دوم چون فاعل و مفعول جمله به یک شخص اشاره می کنند بنابراین از ضمیر انعکاسی استفاده شده است.

نکته: ضمایر انعکاسی باید با فاعل جمله مطابقت داشته باشند.

.She saw herself in the mirror

.They cut themselves

.Reza cut himself

بعضی از حملات داری دو مفعول هستند. مفعول مستقیم (شیء) و مفعول غیر مستقیم (انسان).

.He bought a book for himself

او برای خودش یک کتاب خرید.

می توان جای مفعول مستقیم و غیر مستقیم را با هم عوض کرد. در این حالت کلمه   for حذف می شود. به عبارت دیگر اگر مفعول غیر مستقیم قبل از مفعول مستقیم قرار گیرد کلمه  for  حذف می شود.

.He bought himself  a book

او برای خودش یک کتاب خرید.

مثال های بیشتر:

.I will make a cup of tea for myself

.I will make myself a cup of tea

 .My sister made a cake for herself

.My sister made herself a cake

ضمایر تاکیدی:

این ضمایر برای تاکید به کار می روند و بر این امر تاکید دارند که فاعل جمله خودش کار را انجام داده نه کسی دیگر.

این ضمایر در دو موقعیت به کار می روند.

1- بعد از فاعل:

.I myself wrote the letter

من خودم نامه را نوشتم.

.He himself has fixed the car

او خودش ماشین را تعمیر کرده است.

2- بعد از مفعول جمله:

.I wrote the letter myself

من خودم نامه را نوشتم.

.He has fixed the car himself

او خودش ماشین را تعمیر کرده است.

این ضمایر در جملات بالا فقط برای تاکید بر روی فاعل جمله بخ کار رفته اند و نقش دیگری ندارند.

اما نقش ضمایر انعکاسی در جمله ، مفعول می باشد.

اگر این ضمایر همراه با حرف اضافه by به کار روند به معنای “به تنهایی” می باشند.

.I did my work by myself

من به تنهایی کارم را انجام دادم.

نمونه سوالات:

.My brother saw ………….…… in the mirror

a.herself              b. himself                c. myself                 d. yourself

You …………………. must drive the car

a.myself                 b. yourself                  c. my                       d. your

?Who wants to make ……………… a cake

     .Nobody , he has made it himself

a.her                    b. himself                    c. him                     d. herself

 جواب:

1b               2.b               3.c

برای دانلود فایل PDF با کیفیت بالا کلیک کنید

ضمایر اشاره (demonstrative pronouns)

ضمایر اشاره (demonstrative pronouns)

ضمایر اشاره (demonstrative pronouns) مثل کلیه ضمایر دیگر جانشین اسم می

شوند. ضمایر اشاره شامل thisthatthese those می شود. ما موقعی از این ضمایر

استفاده می کنیم که بخواهیم انها را جایگزین اسامی افراد یا اشیاء ای که قبلا ذکر شده

اند بکنیم (و یا بعضی مواقع که مشخص است داریم در مورد چه چیزی صحبت می کنیم از

آنها استفاده می کنیم). ضمایر اشاره بیانگر دو نکته هستند؛ اول اینکه اسامی که به جای

آن ها بکار می رودند مفرد است یا جمع، و دومین نکته هم این است که ما متوجه می

شویم افراد یا اشاء به ما نزدیک هستند یا دور.

استفاده از this و these برای اشیاء و یا افراد نزدیک به گویندههنگامی که فاصله گوینده با

چیزی نزدیک است از this (این) برای یک نفر یا یک شی (مفرد) و از these (این ها) برای

بیش از یک نفر یا شی (جمع) استفاده می کند. به چند

مثال توجه کنید:

?Have you seen this

آیا این را دیده ای؟

This smells good

این بوی خوبی می دهد

?Do you like these

این ها را دوست داری؟

These are really expensive

این ها خیلی گران هستند

                                  None of these are correct answers

هیچ کدام از این ها جواب های درست نیستند

استفاده از that و those برای اشیاء و یا افراد دور از گویندهاز سوی دیگر وقتی که فاصله

گوینده با چیزی دور است از that (آن) برای یک نفر یا یک شی (مفرد) و از those (آن ها)

برای بیش از یک نفر یا شی (جمع) استفاده می کند.

مثال:

Please do not paint those

لطفا آن ها را رنگ نکنید

That looks like the ring I used to have

اون مثل انگشتری هست که من داشتم

Those seem to be delicious

آن ها به نظر خوشمزه می آیند

That is what I’m going to buy

اون چیزی هست که می خوام بخرم

نکته:  اگر ما از اسم دقیقا بعد از این ضمایر اشاره استفاده کنیم، آنها به صفات اشاره   

 (demonstrative adjectives) تبدیل خواهند شد. به چند مثال توجه کنید:

This pizza is very delicious

این پیتزا خیلی خوشمزه است

I’m going to buy those shoes

من قصد دارم اون کفش ها رو بخرم

همانطور که می بینید ما از اسم pizza بعد از this و از shoes بعد از those استفاده کرده

ایم، به همین دلیل this و those دیگر ضمایر اشاره نیستند، بلکه صفات اشاره هستند.

 

برای دانلود فایل PDF با کیفیت بالا کلیک کنید

تفاوت ها و کاربرد های (should, must, have to, ought to)

تفاوت ها و کاربرد های (should, must, have to, ought to)

تفاوت ها و کاربرد های (should, must, have to, ought to) را می توان در اندازه تاکید آنها دانست. کلمه must تاکیدش از همه بیشتر است و موقعی از آن استفاده می شود که در مورد چیزی اطمینان کامل وجود دارد (و اگر چیزی است که کسی باید انجام دهد می خواهید تاکید کنید که این خیلی مهم است آن شخص چیزی را که می گویید انجام دهد).

در این کاربرد انجام دادن آن اجباری نیست. همچنین کاربرد رایج دیگر آن مربوط به چیزی که انجام دادن آن اجباری است می باشد. مثل  قوانین. عبارت have to نیز برای این دو کاربرد استفاده می شود. به طور کلی فرق آنها این است که در جملات، حالت اجباری بودن در خصوص must از طرف کسی که صحبت می کند می آید (در سوالات از طرف شنونده) ولی وقتی که have to بکار می رود این حالت اجبار ناشی از شرایط است، مثل قوانین یا دستوری از یک فرد (این کاربرد را should و ought to ندارند).

*در انگلیسی بریتانیایی از شکل have got to به جای have to استفاده می شود.

 The police must punish bad people

پلیس باید افراد بد رو تنبیه کنه (نظر شخصی)

In my job I have to work from 7 am to 3 pm

در شغلم باید از ساعت 7 صبح تا 3 بعداظهر کار کنم (قوانین اداره، شرکت…)

must stop smoking

من باید سیگار کشیدن رو ترک کنم (خودم میخوام)

have (got) to stop smoking

من باید سیگار کشیدن رو ترک کنم (توصیه دکتر)

یکی دیگر از تفاوت های have to و must موقعی است که شکل منفی آنها بکار می رود؛

mustn’t شکل منفی ( must) به معنی نباید است ولی don’t have to شکل منفی ( have to) دیگر به معنی نباید نیست بلکه به معنی مجبور نبودن است. به مثال های زیر توجه کنید:

You mustn’t park your car here

تو نباید ماشینت را اینجا پارک کنی

You don’t have to work today anymore

امروز تو دیگه مجبور نیستی کار کنی (می تونی بری خونه)

دو مورد دیگر (ought to and should) نیز از لحاظ کاربردی شبیه به هم هستند. در واقع این دو کاربرد اول دو کلمه اول را دارند (اغلب یک پیشنهادی است در مورد چیزهایی که ما فکر می کنیم درست است) با این تفاوت که تاکید آنها کمتر است. نکته مهم دیگر در مورد این دو این است که افراد انگلیسی زبان از ought to زیاد استفاده نمی کنند ولی فعل کمکی should بسیار رایج است.

Parents shouldn’t allow their children to play computer games too much

والدین نباید به بچه هایشان اجازه دهند بیش از حد بازی های کامپیوتری را انجام دهند

You ought to visit your brother more often

تو باید بیشتر به دیدن برادرت بروی

*از to  برای must و should  استفاده نمی شود.

 

برای دانلود فایل PDF با کیفیت بالا کلیک کنید

 

کاربرد ها و گرامر کلمات (will and would)

کاربرد ها و گرامر کلمات (will and would)

کلمات will و would افعال کمکی هستند. افعال کمکی به خودی خود معنی خاصی را بیان نمی کنند، و این دو کلمه نیز از این قاعده مستثنی نیستند. در این پست ما قصد داریم به تفاوت will و would و همچنین کاربردهای رایج آنها بپردازیم.

رایج ترین کاربرد will و would این است که آنها برای صحبت کردن در مورد آینده بکار می روند (این که چه اتفاقی در آینده می افتد)، با این تفاوت که کلمه would گذشته ( will) در گذشته در مورد آینده ای که قبلا در مورد آن صحبت می کردیم، صحبت می کند ( به این کاربرد would در انگلیسی ‘future in the  past‘ می گویند). به چند مثال توجه کنید:

It will rain tomorrow

فردا باران خواهد بارید

I thought it would rain

من فکر کردم باران می بارد

Nobody will go to that city

هیچ کس به اون شهر نخواهد رفت

He said nobody would go to that city

او گفت هیچ کس به اون شهر نخواهد رفت

کاربرد دیگر will و would که خیلی هم رایج است مربوط به جملات شرطی می باشد. همانطور که می دانید سه نوع جمله شرطی وجود دارد. در جملات شرطی نوع اول از will استفاده می شود و در جملات شرطی نوع دوم و سوم از would استفاده می شود.

If I find his address, I will send him an invitation

اگر آدرسش را پیدا کنم دعوتش می کنم (نوع اول)

If I found his address, I would send him an invitation

اگر آدرسش را پیدا میکردم دعوتش می کردم (نوع دوم)

If I had found his address, I would have sent him an invitation

اگر آدرسش را پیدا کرده بودم دعوتش می کردم (نوع سوم)

فعل کمکی will برای پیشنهاد و قول دادن هم استفاده می شود. برای این منظور ما از ‘I will’ و ‘we will’ استفاده می کنیم.

I will help you with your homework tomorrow

من فردا در تکلیف درسیت بهت کمک می کنم (پیشنهاد)

We will get your car fixed soon

ما بزودی ماشینت رو می دهیم تعمیر کنند (قول)

و در انتها، از would برای درخواست های مودبانه استفاده می شود.

? Would you post this letter for me please

میشه لطفا این نامه رو برای من پست کنی؟

?Would you mind not telling anybody about this accident

میشه لطفا با کسی در باره این اتفاق صحبت نکنی؟

نکتهwill  در این کاربرد نباید در موقعیت های رسمی بکار برده شود چون مودبانه نیست.

 

برای دانلود فایل PDF با کیفیت بالا کلیک کنید