نوشته‌ها

قید مقدار ( adverb of degree )

قید مقدار ( adverb of degree ) همونطور که از اسمشون پیداست،مقدار و درجه ی چیزی را به ما نشان می دهند مثلا:

 He’s a very smart mouse

قید مقدار adverb of degree

تعداد اینگونه قید ها زیاده ولی متداول ترین هاشون این ها هستند:

almost, completely, enough, extremely, hardly, just, nearly, pretty, quite, too, scarcely, so, such, very

قید های مقدار، معمولا قبل از صفت،قید یا اسم آورده میشن، مثلا:

قبل از صفت:

That test was extremely difficult

قبل از قید:

 You did pretty well in that test  

 Enough (به مقدار کافی)

جای enough بعد از صفت و قید است:

بعد از صفت:

our eyes aren’t big enough

 بعد از قید :

He speaks English well enough to go to US

 Enough معمولا قبل از اسم آورده می شود.

 

I couldn’t get enough sleep

میشه از for با enough استفاده کرد:

I have enough time for reading 

میشه از to هم با enough استفاده کرد:

He’s not old enough to drive a car

too :این قید به مقدار زیاد و بیش از حد است.

قبل از صفت و قید میاد. نکته مهم اینه که too بار منفی داره مثلا:

Today is too hot

 too را هم میتونیم با to و for بیاوریم

 نکته:

too بار منفی داره ولی very بار مثبت داره

 

برای دریافت فایل pdf گرامر بالا کلیک کنید

 

 

قید تکرار ( Adverbs of frequency )

قید تکرار ( Adverbs of frequency ) کلمه ای است که نشان دهنده تعداد دفعاتی است که فعل در جمله به وقوع می پیوندد. و مهم ترین آنها به ترتیب فراوانی و تکرار بیشتر عبارتند از:

 

Always                         همیشه

 Constantly                 به طور مداوم

Nearly always             تقریباً همیشه

Almost always            تقریباً همیشه 

Usually                        معمولاً

Generally                    عموماً

Normally                    به طور معمول  

Regularly                   به طور مرتب

Often                          اغلب

Frequently                 اکثراً

Sometimes               گاهی اوقات 

Periodically              دوره ای 

Occasionally            گهگاهی    

Rarely                       به ندرت

Seldom                     به ندرت       

Infrequently            به ندرت

Hardly ever             به ندرت

Almost never          تقریباً هرگز

Never                       هرگز

 

محل قید تکرار در جملات:

این قیود اکثر مواقع در محل های زیر به کار می روند:

بعد از فاعل، قبل از فعل اصلی، بعد از مشتقات فعل am, is, are…)to be) و یا فعل کمکی و فعل ناقص قبل از فعل اصلی در جملات سوالی.

برای مثال:

He always comes to class on time

او همیشه سر وقت به کلاس می آید

He is always happy

او همیشه خوشحال است

She is often late

او اغلب دیر می آید

He can always help you

او همیشه می تواند به تو کمک کند

I can never remember his name

من هرگز نمی توانم نام او را به خاطر بیاورم

?Do you often go to the cinema

آیا اغلب به سینما مروی؟

They don’t often go to the cinema

آنها اغلب به سینما نمی روند

He isn’t usually late

او معمولاً دیرش نمی شود

He does not always listen to me

او همیشه به حرف های من گوش نمی کند

 

موارد استثناء:

در این موارد محل قید تکرار در جمله جایی غیر از مواردی است که گفته شد. در زیر به برخی از این حالات اشاره می کنیم:

در مواردی که پاسخ کوتاه به سوال داده می شود، قید تکرار(Adverbs of frequency) قبل از مشتقات to be می آید.

برای مثال:

?A: Is she usually on time

B: Yes, she usually is

الف: آیا او همیشه سر وقت می آید؟

ب: بله، او معمولاً اینطور است.

در جملاتی که دارای have to باشند، این قیود قبل از have to و فعل اصلی می آیند.

برای مثال:

We often have to wait for the bus

ما اغلب مجبوریم منتظر اتوبوس بمانیم

قید های Sometimes, Often, usually and Occasionally را می توان در ابتدا و انتهای جمله نیز به کار برد.

برای مثال:

Sometimes we go to school by bus

گاهی اوقات با اتوبوس به مدرسه می رویم.

قیدهای تکرار منفی مثل Seldom, Rarely, Never معمولاً در جملات منفی و سوالی به کار نمی روند.

چنانچه Ought to در جمله باشد، قید تکرار را بین ought و حرف اضافه to به کار می بریم.

برای مثال:

.You ought always to tell him the truth

تو باید همیشه به او راست بگویی.

 

برای دریافت مطالب بالا به صورت pdf رو دانلود کلیک کنید.

گرامر a و an

گرامر a و an

گرامر a و an : حرف تعریف نامعینی می باشند که در جلوی اسمهای عام قابل شمارش که معین و مشخص نباشند قرار داده می شوند.
خب بهتره کاملا روان صحبت کنیم ما اگه چند جمله را در نظر بگیریم مثل ( یک فیل، یک کیف، یک خط کش، یک پاک کن، یک شترمرغ) برای این که یک حیوان یا جسمی ویا هر شئ دیگری را معلوم کنیم از a و an استفاده میکنیم .

برای اینکه تشخیص بدیم در کجا a و در کجا an استفاده می شود باید توجه کنیم که این دو مورد همیشه قبل از اسم میان و اگر  اول کلمه اسم با حروف صدادار باشد از an استفاده میشود و اگر بدون حروف صدا دار باشد از a استفاده میشود.

حروف صدادار : a, e, o, i,u

 a & angrammar

برای مثال میخواهیم جملات بالا را به انگلیسی بنویسیم :

یک فیل : an elephant

یک کیف :  a bag

یک خط کش : a ruler

یک پاک کن : an eraser

یک شترمرغ : an ostrich