داستان کوتاه کانلیس آتن را جستجو می‌کند

داستان کوتاه کانلیس آتن را جستجو می‌کند

Kanelis Explores Athens

نویسنده: دیمیتریوس کانلوپولوس
طراح: آپالونیا پارامیتیوتی
سطح: کودکانه
زبان: انگلیسی
تعداد صفحات: 50
فایل: pdf

داستان کوتاه کانلیس آتن را جستجو می‌کند، سفری است کوچک که خواننده را از این طریق به شهر زیبای آتن با یک پیام زیبا سوق می‌ده. بله ، این یک داستان یونانی هستش که در پس زمینه آتن ساخته شده. داستان نوشته دکتر دیمیتریوس کانلوپولوس و توسط آناستازیا باتیلا به زبان انگلیسی ترجمه شده. نویسنده محقق هستش و مدرک دکترای خود را در مکانیک سیالات کسب کرده ، چیزی که هیچ ارتباطی با داستان‌های کودکانه نداره.

این کتاب از سفر یک اسب اسباب‌بازی که تمایل به کاوش در شهر و دنیای اطرافش داره روایت می‌کنه! اسب آرزوی پنهانی داره. او می‌خواد شهر را بگرده و از سعادت لذت ببره.

آرزوی کانلیس به حقیقت می‌پیونده! او سفر خود را برای گشت‌و‌گذار در شهر آغاز می‌کنه. اسب بر فراز شهر پرواز می‌کنه و از دیدن شهر شلوغ لذت می‌بره. او از دیدن مناظر حیرت‌انگیز در شهر خود که قبلاً هرگز ندیده بود، متعجب و متحیر می‌شه. پارتنون یکی از برجسته‌ترین بنای آتن می‌باشه.

او سفرش را ادامه می‌ده و از فرصتی عالی که برای گفتگو با مجسمه‌های مختلف پیدا می‌کنه استفاده می‌کنه.

در این داستان کانلیس به سالن کنسرت آتن، دانشگاه آتن، آکادمی فیلسوفان، لیکتاتوس هیل تندر و بسیاری از مکان‌های مهم سفر میکنه.

اگر فرزندان شما به تاریخ علاقه ‌مند هستن و می‌خوان در مورد مکان‌های مهم و تاریخی در آتن اطلاعات بیشتری کسب کنند، خواندن این کتاب الکترونیکی برایشان جالب خواهد بود.

این کتاب الکترونیکی به 8 فصل تقسیم شده و تجربه‌های متنوعی از کانلیس را در مکان‌های مختلف روایت می‌کنه. تصاویر آن کم هستش. کتاب الکترونیکی در مورد اماکن مهم تاریخی در آتن صحبت می‌کنه. جوهر تاریخ یونان به زیبایی با لحنی ساده بیان می‌شه. زیبایی‌های شهر به خوبی در چشم کانلیس توضیح داده می‌شه. با توجه به پیچیدگی مکان‌های تاریخی که درک بچه‌ها برای آنها دشوار هستش، این کتاب برای کودکان بزرگسال نیز ایده‌آل می‌تونه باشه. همچنین ، داستان در مورد سنت‌های یونان و شیوه‌های فرهنگی صحبت می‌کنه.

سفر کانلیس مارتاکی به داخل شهر سفری شاد و لذت بخش هستش. سفر او لذت و خوشی ما را به ارمغان میاره! میشه گفت، سمبل آزادی و لذت هستش.

داستان کوتاه جردن و مداد کوچولوی جادویی

داستان کوتاه جردن و مداد کوچولوی جادویی

Jordan and the Little Magic Pencil

نویسنده: آنا کوندیس
طراح: آپستولیس ایوانو
سطح: کودکانه
زبان: انگلیسی
تعداد صفحات: 42
فایل: pdf

می‌تونید حدس بزنید موضوع یا طرح این کتاب برای کودکان چیه؟ تصور کنید چه کارهایی می‌تونید با یک مداد جادویی انجام بدید. ولی این کتاب یک کتاب فانتزی اونجوری که شما تصور می‌کنید نیست. مداد جادویی که اینجا بهش اشاره شده مدادی نیست که کارهای خوبی انجام بده ترجیحا مدادی هستش که به کودکان کمک می‌کنه تا بتونن کارهای خارق‌العاده انجام بِدن.

مهارت‌های زبان بسیار مهم هستن. پیشرفت در زبان خیلی مهمه برای اینکه شما بتونین صحبت کنید، ابراز احساسات کنید، مکالمه داشته باشید، یاد بگیرید، بخونید، بنویسید و کارهای دیگه انجام بدید. پیشرفت در زبان به‌نظر خیلی سخت می‌یاد. درصورتی پیشرفت در مهارت‌های زبان امر خیلی مهم و غیر‌ممکنی نیست. همش به‌این بستگی داره که بزرگترها چطوری اون را ارائه بدن و کودکان چطوری اون را بفهمند. این کار توی این کتاب توضیح داده شده.

جردن یک پسر‌بچه خیلی خوشحالی بود که توی خانواده خوشحال بزرگ شده بود. توی منطقه‌ای زندگی می‌کرد که همه بچه‌ها دوست داشتن مهارت‌های زبان خودشون را تقویت کنند. خونه‌هایی که در برای بچه‌ها تو اونجا بنا شده بود به‌شکل حروف الفبا بودند و تعداد زیادی کتابخونه که با صدها کتاب پُر شده بودند برای بچه‌ها وجود داشتند. از زمانی که جردن فهمید خیلی سخته بتونه بنویسه و بخونه دوستانشو از دست داد. بیشتر اوقات فراقتش را تنها سپری می‌کرد. یه روزی تو راه خونش چون یادش رفت که چجوری باید حروف را حجی کنه گم شد.

بعدش یک درخت رنگارنگ با حروف الفبا دید. مثل اینکه یکسی اون را هل داد داخل درخت. داخل درخت فقط یک میز بود. جردن یک مداد رنگارنگ دید بله این همان مداد جادویی بود. مداد جادویی بهش خوش‌آمد گفت و او را تشویق کرد تا زبان را یاد بگیره و آنرا تقویت کنه. جردن بهش توضیح داد که چقدر پیدا کردن حجی درست کلمات براش سخته. مداد جادویی بهش دلداری داد او یک کتاب پرنده داشت که داخلش پر از لغات ساده رنگارنگ بود.

مداد جادویی شروع کرد به درس دادن جردن. از آسان به سخت. جردن فرداش هم درخت جادویی و مداد جادویی را ملاقات کرد. کتاب به او یاد داد که چگونه کلمات سخت را به آسانی یاد بگیره. (شما باید قسمت‌های این کتاب را بخونید تا کاملا متوجه شوید).

یک مثال: کلمه CUP که در فارسی به اسم فنجان هست با حرف “یو” حجی می‌شه و تلفش با حرف “یو” متفاوت هستش. کتاب این‌را به شما  اینجوری آموزش داده که تصور کنید فنجان همیشه به شکل ‌کلمه “U” دیده شده.

روز بعد جردن دوباره آن مکان رفت، ولی هیچ درخت، میز و مداد جادویی آنجا وجود نداشت. جردن حقیقت را فهمید و با خوشحالی با اعتماد به‌نفس کامل به خانه برگشت.

این کتاب یکی از کتاب‌هایی هستش که باید برای کودکان خوانده بشه. این کتاب زبان را با دلایل منطقی به روش خیلی ساده آموزش می‌ده.

داستان کوتاه جانی جت‌پک (جانی پرنده)

داستان کوتاه جانی جت‌پک (جانی پرنده)

Johnny Jetpack

نویسنده: اتان کرونبری
سطح: کودکانه
زبان: انگلیسی
تعداد صفحات: 42
فایل: pdf

همه ما دوست داریم که در آسمان پرواز کنیم و راز اشتیقمان برای کشف فضا را داشته باشیم. بچه‌ها، خیلی شگفت‌زده می شوند وقتی هواپیما یا جتی را می‌بینند که در اوج آسمانها پرواز می‌کنه. شما هم همچنین اون‌رو دوست دارین درسته؟

دیگر سیاره‌ها چگونه هستند؟ آنها چه چیزی را شامل می‌شوند؟ زندگی در سیاره های دیگر چگونه است؟ آیا ماه یک جای خنک برای زندگی کردنه؟ ما سوالات خیلی زیادی درباره منظومه شمسی و سیاره‌ها را داریم. کنجکاوی برای اشتیاق پرواز در فضا و کشف دنیا افزایش پیدا می‌کنه! جانی پسری هستش همانند شما کسی که همیشه اشتیاق پرواز با یک جت را داشت تا سیاره‌های مختلف در فضا را ببینه.

تولد جانی بود و پدربزرگ او یک جعبه را به او هدیه داد. او از پدربزرگش تشکر کرد و خیلی سریع بعد از جشن تولدش، به طبقه بالا رفت. با توجه به شگفت‌زدگی جانی جعبه وسایل‌هایی را داشت که می‌تونست یک جت را جمع کنه آورد و شروع به جمع‌ کردن آن کرد و پدربزرگش نیز برای کمک به او آمد.

جانی خیلی خوشحال بود که بهترین هدیه‌ای که توی تولدش می‌تونست بگیره را گرفت. پدربزرگش به او کمک کرد تا بتونه کنترل جت‌پک را درست بکنه. جانی آن را خیلی سریع یاد گرفت. پدربزرگش جانی را ترک کرد و آرزوی خوش‌شانی در سفرش به فضا را براش کرد. سپس سفرش شروع شد .

او یک صدای عجیب و غریب را که داشت اونو صدا می‌زد را شنید، اما نتونست مسیرش را از جایی که صدای می‌آمد پیدا کنه. او به سمت جایی که صدا از اونجا می‌آمد رفت. او یک چیز خیلی دودی در فضا دید و مشاهده کرد که ساختمانی در حال آتش گرفتنه. یک دختر در ساختمان گیر کرده بود و جانی بهش کمک کرد و اون‌رو نجات داد. او به سفرش ادامه داد و به مردمی که توی ماشین گیر کرده بودند و داشتن از پل می‌افتادن کمک کرد.

سفر او تا به حال خیلی آروم بود، اما وقتی که می‌خواست فرود بیاد کنترل جت را بخاطر اینکه درست کار نمی‌کرد از دست داد. چگونه تونست خودش‌رو نجات بده و اینکه آیا اون تونست بموقع قبل از اینکه مامانش بفهمه که کجا رفته بوده به خونه برگرده یا نه؟

خطوط داستان خیلی خوب و جذابه. بچه‌هایی که دوست دارند عجایب دنیا نسبت به سیاره‌هارو بدونند مطمئنا این داستان را دوست خواهند داشت. این یک داستان طولانی با تصاویر زیباست. نه برای بچه‌های جوانی که درکی از این سیاره، کهکشان یا چیزای دیگه ندارند.

داستان این کتاب به صورت قافیه‌ای روایت شده کلماتی که خیلی جذاب برای خوندن بچه‌هاست. شما می‌تونید از بچه‌هاتون بخواهید که این داستان را بخونند و لغتشون را بهبود ببخشند.

داستان کوتاه فردا تولد اماست

داستان کوتاه فردا تولد اماست

It’s Amma’s Birthday Tomorrow

نویسنده و تصویرگر: جاناکی سوری‌یاراچی
سطح: کودکانه
زبان: انگلیسی
تعداد صفحات: 19
فایل: pdf

این کتاب، کتاب فردا تولد اماست یک داستان دوست داشتنی که سفر یک دختر شیرین  و جذابی‌رو که اسمش نیکی بود روایت می‌کنه. اون می‌خواست درباره تولد مامانش که بزودی در چند روز آینده می‌خواست بشه‌رو بدونه. اون سفر را شروع کرد که بهترین هدیه تولد‌رو برای مامانش پیدا بکنه که نشون بده چقدر دوسش داره. داستان با یاداشت‌های خیلی زیبایی که در انتها با این اسم که هیچ هدیه‌ای بالاتر از داشتن بچه برای مادر نیست پایان پیدا می‌کنه.

نیکی می‌خواست بدون باباش بعنوان یه هدیه برای مامانش چی خریده. نیکی مامانش رو خیلی دوست داشت و دوست داشت که عشق و علاقش رو با داده بهترین هدیه به مادرش که دریافت کرده نشون بده. اونا توی خونه‌ای نزدیک جنگل زندگی می‌کردند. بعد از اینکه مامان و باباش بخواب رفتند، اون هی فکر کرد، هی فکر کرد، هی فکر کرد درباره هدیه‌ای که می‌خواست باهاش مامانش‌رو سورپرایز کنه. بعدش خواب از سرش پرید.

کرم شب‌تابی نیکی‌رو خیلی نگران دید و ازش پرسید که چرا ناراحته ؟ او به شب‌تاب درباره عشق و علاقش برای پیدا کردن بهترین هدیه برای مامانش گفت. نیکی و کرم شب‌تاب شروع به شکار برای یافتن هدیه در جنگل کردند. از آنجایی که نیکی احساس می‌کرد که عشق مامانش نسبت به خودش خیلی بزرگتر از اقیانوس‌ها و آسمانه می‌خواست که بزرگترین هدیه‌رو بهش بده. بعدش اونها پرنده آبی‌رو تو وسط جنگل می‌بینن و اینکه چرا اونجا هستن‌رو بهش می‌گن. پرنده آبی بهش می‌گه که اون باید زیباترین گل‌رو بهش هدیه کنه اما نیکی راضی نیست.

الان، مرغ مینا بهشون ملحق می‌شه و یک خرگوشی‌رو ملاقات می‌کنن . خرگوش بهشون می‌گه که اونا می‌تونن مروارید و جواهر هدیه بدن. نیکی راضی نیست حتی میگه که بتونه باهاش یک گردنبند استفاده بکنه و از ماه و صنایع قطره‌های گوش دستی با ستاره بسازه راضی نمی‌شه. هیچ‌جایی حتی نزدیکتر به عشقی که مامانش بهش نشون داده‌رو نمی‌تونه بهش بده.

اونا یک تار عنکبوتی‌رو دیدند و او بهشون داد که بتونن زیباترین ساری‌ (لباس هندی) توی دنیا‌رو برای مامانش ببافن. نیکی خیلی خوشحال بود تمام دوستاش به عنکبوت کمک کردند تا زیباترین ساری‌رو ببافه. اونها گلهای زیادی‌رو برای اضافه کردن طرحشون کندن و عصاره رنگها از گل‌های مختلف‌رو برای سایه‌های متعدد ازش استفاده کردند و قطراتی از شبنم‌رو بر روی ساری برای درخشان‌تر کردن اون اضافه کردند. الان زیباترین ساری در دنیا برای نیکی آماده شده. متاسفانه ساری بخاطر یه توفان باد سنگین تکه‌تکه شده. آیا نیکی قادره که به مامانش هدیه بده؟ هدیه نیکی به مامانش چی بود؟

عشق بی‌حد و مرز مادر به‌طور شگفت‌انگیزی توی این کتاب بیان شده! عشق مادر در چنین عظمتی بزرگتر از اقیانوس و دریاست. چه چیزی بهترین هدیه‌رو برای مامان ایجاد می‌کنه؟ لباس؟ گل؟ طلا؟ عطر؟ هیچ چی! تصاویر و احساسات و زندگانی توی این کتاب دیده می‌شه. هر کدام از ما یک نیکی هستیم و مامانمون‌رو همانند نیکی دوست داریم.

الان به‌من بگوئید که برای مامانتون چه هدیه‌ای گرفتید؟

داستان کوتاه بازی قایم‌باشک

داستان کوتاه بازی قایم‌باشک

Hide and Seek

داستان کوتاه بازی قایم‌باشک یا فایم‌موشک
سطح: کودکانه
سن: 5-3
زبان: انگلیسی
تعداد صفحات: 23
فایل: pdf

پاتریک، آرتی و کوین دوستان خیلی صمیمی هستند. آنها شخصیت‌های اصلی سری محبوب از کتاب برای بچه‌ها را تشکیل می دهد. این کتاب دارای یک خط داستان بسیار ساده با طرح‌های ساده است. در واقع، ویژگی‌های این کتاب برخی از حوادث جزئی را در ساده‌ترین راه توضیح می‌دهد.

بازی قایم‌باشک یک بازی مورد علاقه است. برنده کسی است که از چشم گیرنده دور میمونه. پس بزارید ببینیم قایم‌باشک در این کتاب چجوریه.

پاتریک قایم می‌شود آیا شما پیدا کردید؟ بله، پاتریک کجا بود؟ پاتریک داشت خودشو پشت میز پنهان می‌کرد. او داشت اونجا یچیزی را آماده می‌کرد. میدونی چه چیزی‌رو؟

او داشت خودشو برای مسابقه قایم‌باشک ملی آماده می‌کرد. او خودشو برای مسابقه آماده کرد.

مسابقه شروع شد! حدس بزنید که اولین رقیب برای پاتریک کی بود؟ کسی نبود جز کوین!

او پشت یه‌چیزی خودشو پنهان کرده بود. می‌تونید او رو پیداش کنید؟

خب الان، شرکت کننده دوم بهترین دوست دیگه پاتریکه. که او آرتی‌ بود! اون هم داشت پشت یه‌چیزی قایم می‌شد. می‌تونید پیداش کنید؟ آیا او رو درست پیدا کردید؟! و درنهایت آخرین مسابقه‌دهنده، پاتریک!

پاتریک کجا بود؟ آیا پاتریک را پیدا کردید؟ پاتریک کجا رفته بود؟ ما که اونو هیچ‌جایی پیدا نتونستیم بکنیم. او خودشو در یکی از بهترین جاها پنهان کرده بود و هیچ‌کسی نتونسته او رو پیدا کنه. برنده رو حدس بزنید. البته پاتریک. و پاتریک به‌عنوان برنده جایزه داده شد.

این یک روایت زیبا و تصویر‌سازی از یک داستان خیلی‌ساده است و تا اینکه چیزهای روزانه اتفاق بیفته. تصاویر زیبا با سایه‌های پس‌زمینه در پشت صحنه خیلی جذاب بنظر می‌رسیدند و باعث جذب‌شدن بچه‌ها بودند. علاوه‌بر تصاویر نقاشی‌کشیده شده، این کتاب همچنین دارای تصاویر رنگارنگ بود.

محتوای این داستان بصورت روایتی نوشته شده، درست مثل اینکه از خواننده سوال پرسیده می‌شه. وقتی که بچه‌ها اون می‌خونن اینجوری احساس می‌کنن که دارن با سراینده داستان ارتباط برقرار می‌کنن. این داستان خیلی ساده برای بچه‌ها را از دست ندید.

داستان کوتاه جیکو بر روی دیوار (نسخه رنگ‌آمیزی)

داستان کوتاه جیکو بر روی دیوار (نسخه رنگ‌آمیزی)

Gecko on the Wall Colouring Edition

نویسنده: دانیل بروکرت
سطح: کودکانه
سن: 5-3 سال
زبان: انگلیسی
تعداد صفحات: 24
فایل: pdf

آیا شما کتابی که به عنوان جیکو بر روی دیوار است را برای کودک خود خوانده‌اید، هنوز نه، پس بیایید اینجا و این کتاب را بخوانید که در واقع کتاب قافیه کودکانه برای بچه‌هاست.

این نسخه ساده و بی رنگ همان کتاب جیکو بر روی دیوار است. حالا شما می تونید نسخه رنگی که با همان قافیه است را دریافت کنید. در اینجا خلاصه‌ای از قافیه را خواهیم داشت.

یک پسر بچه‌ای که تجربیات خود را با جیکو روایت می کند. او یک جیکو (یا همان مارمولک خانگی) را روی دیوار دید و دوست داشت که آن را به آرامی نگاه کند. پسر بچه دوست داشت که با جیکو دوست شود. سپس او یک جیکوی دیگر را دید که از او دعوت کرد که یک فنجان چایی با هم بخورند. او در حال فکر کردن بود که با آنها باشد یا نه. سومین جیکویی که او دید در یک استخر لذت می‌برد و در حال نوشیدن لیموناد خنک بود. جیکو از او خواست که در استخر به او بپیوندد. بعد، پسر بچه جیکوی دیگری را روی سقف خانه‌یشان دید. او جیکو‌های مختلف را در مکان‌های مختلف ملاقات کرد. اما او جیکویی را بیشتر از همه دوست داشت. آن کدام یکی بود؟ آن جیکو بر روی دیوار بود.

در نسخه رنگ شده قبلی، جیکو‌های مختلفی بر اساس سایه‌های پرجنب‌و‌جوش ازهم متمایز می‌شدند. جیکویی که دعوت کرد یک فنجان چایی بنوشد یک دامن قرمز پوشیده بود.  با شباهت به اینکه شما می‌توانید از بچه بخواهید که سایه‌های مختلفی را برای متمایزکردن آنها استفاده کند.

این کتاب را دنیل براکرت یک نویسنده معروف برای کودکان نوشته است که او بخاطر استایل ساده نوشتاری که ویژگی ساده بودن را دارد مشهور است که از شیوه‌های روزانه در زندگی استفاده می‌کند. تصاویری که باعث شده این کتاب جذاب‌تر بنظر بیاد. هر فعالیتی که جیکوها به طور زیبایی تصویرسازی شده و اکنون شما می توانید آن را جذاب‌تر کنید. حتی شما می توانید از رفرنسهای که بطور اورجنال در نسخه اصلی رنگ‌آمیزی شده‌اند استفاده کنید یا از انتخاب خودتان در رنگ‌آمیزی استفاده کنید. جیکوی سبز یکی از رنگ‌های مورد علاقه پسر بود و شما می‌توانید جیکوی مورد علاقه خودتان را با رنگ مورد علاقیتان رنگ‌آمیزی کنید.

جوانترها، کسانی که دوست دارند دنیای رنگارنگی را با رنگ‌های مختلفی کشف کنند، این کتاب را خیلی هیجان‌انگیز خواهند دید. زمان کافی برای سرگرمی و مفید بودن آن می‌تواند با استفاده از رنگ‌آمیزی صفحات ایجاد شود.

برای کودک خیلی مهم است بخواند و متوجه شود نسخه رنگ‌آمیزی شده کتاب را قبل از اینکه این کتاب را رنگ کند.

داستان کوتاه قهرمان کوهستان

داستان کوتاه قهرمان کوهستان

Hero of the Mountain

نویسنده: ایوان پارووف
سطح: کودکانه
زبان: انگلیسی
تعداد صفحات: 21
فایل: pdf

این کتاب داستان کوتاهی درباره روباهی بنام بوبو است که می خواهد با حیوانات قدرتمند مسابقه دهد.

بوبوی، روباه در انتظار مسابقه قهرمان کوه بود! او مشتاقانه در انتظار دیدار با قدرتمند ترین حیوانات جهان در رقابت و شرکت در مسابقه بود.

او آمادگی خوبی برای دیدار با قهرمانان قدرتمند و حتی نقشه را با دقت مطالعه کرد. این مسابقه در یک کوه برگزار می شود و بوبو خود را برای سفر بسیار طولانی آماده می کند.

او تمام شب را نخوابید، فقط در مورد مسابقه روز بعد فکر کرد. حتی صبح او به زودی از خواب بیدار شد و به مادرش درباره حیوانات دیگر گفت. مادرش از او خواست تا قبل از شام برگردد.

بوبو سفر خود را به کوه آغاز کرد. او یک سوسک را در حال عبور از یک پل در جریان رودخانه دید. اگر چه او تاخیر داشت، او به سوسک سوار با استفاده از دم خود کمک کرد. او یک خرگوش را در یافتن دستکش خود کمک کرد. بعدها به مورچه ها کمک کرد تا راه خود را به سوی کوه پیدا کنند. هرچند او در مورد دیرکردن مسابقه نگران بود، او هرگز کسی را نادیده نگرفت.

بوبو به همه کمک کرد! همانطور که او به نقطه رقابت رسید، او همه را ترک کرد و مسابقه تمام شد. فلش های شکسته، تابلوهای هدف و شمشیرها همه جا پخش بود. بوبو بسیار غمگین بود زیرا او نتوانست قهرمانان مورد علاقه خود را ببیند و در رقابت شرکت کند. ناگهان، جغد شعبده باز به نام بارون ظاهر شد!

پس چه اتفاقی برای بوبو افتاد؟ چه کسی عنوان قهرمان کوهستان را از شعبده بازی به دست آورد؟ داستان را بخوانید

بخش جالب و جذاب داستان این تصاویر است. تصاویر زیبا و بی نظیر داستان را می سازند. داستان با کلمات کمتر و تصاویر پر جنب و جوش توسعه یافته است. از کودکان خود بخواهید که داستان را با دیدن تصاویر ببینید و آنها بتوانند به آسانی آن را انجام دهند!

برای تبدیل شدن به یک قهرمان، شما نباید قوی، قدرتمند، وحشی و غیر عادی باشد. به جای آنها، بشریت، مهربانی، کمک به دیگران کافی است. مهربانی به دیگران هیچ هزینه ای نخواهد داشت! مهربانی بهترین چیزی است که می توانید به دیگران بدهید. بچه ها، یاد بگیرند که دوست داشته باشند و به دیگران کمک کنید.

داستان کوتاه راز زندگی هازل

داستان کوتاه راز زندگی هازل

Hazel’s Secret Life

نویسنده و تصویرگر: اریک استون
سطح: کودکانه
زبان: انگلیسی
تعداد صفخات: 22
فایل: pdf

راز زندگی هازل داستان سگ چاق و صاحب او، تینا، دختر کوچک ناز است. فندق بسیار چرب بود! تینا می خواهد جواب دهد چرا سگ او چاق است! او سعی در روشن شدن موضوع در خانواده اش داشت، اما هیچکس نمی توانست به او پاسخ دهد.

تینا دوست داشت که زمان خود را با سگش، هازل، صرف کند. تنها مشکل سگ او چربی است. او می خواست دلیل اضافه وزن را بداند.

او پیش مادرش رفت و پرسید که چرا هازل خیلی چاق است! مادرش گفت: هازل می تواند یک گاو نر باشد. اما تینا شگفت زده شد که هازل نمی تواند بخورد و نمی تواند پنیر درست کند! مادرش گیج شده، تینا را به سمت پدرش دعوت کرد.

تینا از پدرش پرسید چرا هازل چاق است او تلویزیون را تماشا کرد و توسط تینا مزاحم شد. او به هازل گفت که می تواند تنقلات را با پدرش بخورد.

سپس پیش خواهر بزرگترش که کتابهای عاشقانه می‌حواند رفت. هنگامی که او از او پرسید، خواهر او گفت: هازل می تواند ملکه خوردن بسیاری از کیک های فنجان به عنوان خواهر تینا خواندن یک کتاب که در آن ملکه شد تا چربی و خوردن کیک فنجان.

تینا همه را خیلی عجیب و غریب یافت و با عجله ژیش برادر بزرگترش رفت. زندگی در دنیای فانتزی خود، به تینا گفت که هازل یک هیولا بود و او در شب به وحشی تبدیل می شود. سپس با تینا بازی کرد و به او گفت که از پسر عموی خودش بپرسد.

پسر عمویش به تینا گفت: هازل یک دزد دریایی است و غذاهایش را از همه جا پیدا می‌کند.

تینا گیج شد او مطمئن بود که هازل سگ خانگیش یک گاو نر نیست، یک دزد خوراکی نیست، هیولا نیست، دزد دریایی، شاهزاده یا ملکه نیست! پس چرا هازل چاق می شد؟ تینا پاسخ خودش را پیدا کرد. شما می‌دانید چرا؟ حالا داستان را بخوانید تا متوجه شوید.

این یک داستان خنده دار در مورد سگ چاق است. طرح های تصویر ساده با داستان ترکیب می شوند. تصاویر بسیار ساده هستند و شما می توانید کودکان را برای ایجاد تصاویر مشابه انگیزه دهید. این کتاب داستان را با خنده بخوانید.

داستان کوتاه فینبو

داستان کوتاه فینبو

Finbo

نویسنده و تصویرگر: جاناکی سوری‌یاراچی
سطح: کودکانه
زبان: انگلیسی
تعداد صفحات: 16
فایل: pdf

فینبو یک داستان الهام بخش از یک ماهی بی گناه است، اما در واقع آن یک نهنگ کودک بود! اندازه ماهی مانع از بازی کردن با دوستانش می شود و او همیشه احساس شکست می کند. در حالی که او از اندازه خود انتقاد می‌کرد، ماهی‌های زیادی را از دست کوسه بد نجات داد.

فینبو ماهی کوچکی بود، اما ماهی بزرگتر از یک ماهی بزرگ بود. فینبو همیشه در ظاهر بزرگ خود ناراحت بود! فینبو مانند ماهی‌های غول پیکر برای ماهی‌های دیگر که در آن اقیانوس زندگی می‌کردند شبیه بود. فینبو دوست داشت که با آنها بازی کند و مثل آنها پنهان شده و دنبال او بگردند.

فینبو بیش از حد بزرگ بود و نمی‌توانست جای مناسب برای پنهان کردن خود پیدا کند. او در چند ثانیه پیدا می شد وقتی می‌خواست بازی پیدا و پنهان را بازی کند. متأسفانه، او نمی‌توانست ماهی‌های دیگر را مانند آنهایی که بسیار کوچک بودند، بگیرد. اکثر ماهی‌ها برای مخفی شدن از پشت دم فینبو استفاده می‌کردند و فینبو نمی‌توانست آنها را ببینند. وقتی فینبو تبدیل به پیدا کننده می‌شود، او حتی نمی‌توانست یک ماهی را پیدا کند. پس از ساعتی بازی کردن، فینبو به خانه پر از افسردگی بازگشت.

هنگامی که غم و اندوه خود را به مادرش توضیح داد، او را محکوم کرد که او ماهی نیست، اما او یک نهنگ است که بزرگترین پستاندار در زمین است! او همچنین اضافه کرد که او یک نهنگ خیلی بزرگی که تقریبا 10 برابر بزرگتر از اندازه کودکی او رشد خواهد کرد. او افزود که آنها پستانداران هستند و همه در اقیانوس به دلیل اندازه آنها احترام می گذارند. نهنگ ها شجاع هستند . متاسفانه فینبو هیچ حرفی از مادرش نگفت.

یک روز او با دوستان ماهی خود بازی کرد و از او خواستند تا یک مکان راز و خطرناک را کشف کند. فینبو به آنها گفت مادرش توصیه کرده است که به آنجا نرود زیرا این امر برای زندگی آنها خطرناک است. همه ماهی ها او را بزدل خواندند. در حالی که فینبو در سمت چپ قرار داشت، دیگر ماهی ها راه را برای مکان خطرناک در اقیانوس کشف کردند. به زودی فینبو صدای ترسناک ماهی ها را می شنود. چه اتفاقی برای آنها افتاد و چگونه فینبو آنها را نجات داد؟

حالا، فینبو خوشحال است که او واقعا چه کسی‌است!

در اینجا شما برخی از پیام های الهام بخش و مثبت از داستان، از نهنگ نوزاد، فینبو دریافت می‌کنید.

بعضی از کودکان و حتی بزرگان مانند فینبو هستند که در واقع آنها را دوست ندارند. آنها به طور مداوم خود را و یا عوامل اطراف خود را سرزنش می‌کنند بدون تحقق قدرت واقعی خودشان.

هیچ کسی را تحت تخمین قرار ندهید، زیرا حتی یک شی کوچک آن را به انجام رسانده است.

همیشه بر روی آنچه مادر شما می گوید و حتی آن را قبول می کنید، حتی ممکن است برای شما مفید باشد یا برای شما جذاب نباشد. هیچ کس در جهان برای شما بیش از مادر شما اهمیت نمی دهد.

داستان کوتاه الیاس در روستای عمو یورو

داستان کوتاه الیاس در روستای عمو یورو

Elias in the Village of Uncle Euro

نویسنده: آنا کوندیس
تصویرگر: آپستولیس ایوانو
سطح: کودکانه
زبان: انگلیسی
تعداد صفحات: 40
فایل: pdf

خوب بودن عادت صرفه جویی در آینده و کاهش هزینه های شلوغ به زیبایی در داستان الهام بخش برای کودکان، الیاس در روستای عمو یورو نقل مکان کرد.

عنوان داستان کتاب به نظر می رسد متفاوت است، اما داستان کاملا الهام بخش و جالب برای خواندن است. نوشته ی آنا کوندیس، نویسنده ی محبوب کودکان، این داستان را در زبان ساده و آسان نوشته است.

حالا، اجازه دهید نگاهی اجمالی به داستان پسر الیاس داشته باشیم!

الیاس مانند هر پسر دیگر در جهان است. مثل شما و دوست شما او اسباب بازی ها را دوست دارد. او دارای صدها اسباب بازی در انواع مختلف است. با این حال او از اسباب بازی های او ناراضی نیست. او عادت معمولی مثل بسیاری از بچه ها داشت. او به والدینش قول داد که همه چیز را در تلویزیون تماشا کند و در مغازه ها ببیند. آیا این کار را نمی کنید؟

یک روز، به طور معمول او علاقه ای به بازی ای که در تلویزیون دیده بود، توسعه داد. او به مادرش عجله کرد و از او خواست که بازی را بخرد. مادرش گفت او و پدرش درباره آن فکر می کنند. الیاس بی ادب بود مادرش گفت که اسباب بازی های کافی برای او خریدند و بازی جدید خیلی مهم نبود. الیاس به شدت سخن گفت که والدینش علاقه مند به صرف شادی برای او نبودند. او از او خواسته بود تا درک کند که پول در درختان رشد نمی کند، بلکه فقط به دست آورده است! الیاس درک نکرد

الیاس ناراضی بود او یک رویا بود که یک گربه را دید. گربه خیلی گرسنه بود و از او خواسته بود ماهی را خدمت کند. اما الیاس پول برای خرید یک ماهی و خدمت به گربه نیاز داشت. گربه به او گفت که باید کاری انجام دهد و در پایان روز خسته خواهد شد. به عنوان یک نشانه قدردانی، او با پول کاغذی و یا سکه توسط یک عمو یورو پاداش خواهد گرفت. الیاس به عنوان ماهی هدایت شده، کمک به بریدن درخت و از بین بردن آوار. او یک پنی را به دست آورد و ماهی خریداری کرد. الیاس دوباره و دوباره، به منظور تغذیه ماهی، کار می کرد.

این واقعا رویا بود! آیا او توانست حقایق مربوط به پول درآمد را درک کند؟ صرف عادت عادت خوبی نیست! پول درختان رشد نمی کند. صرفه جویی در واقع یک مراسم مهم است که هر کودک برای توسعه. این ها برخی از درس های زندگی ضروری است که هر بچه باید با آن آشنا باشد. داستان را بخوانید