نوشته‌ها

داستان‌های اخلاقی برای کودکان

داستان‌های اخلاقی برای کودکان

Children’s Stories with a Moral

نویسنده: سرگی نیکولف
سطح: کودکانه
سن: 10-6
زبان: انگلیسی
تعداد صفحات: 42
تعداد داستان: 2
فرمت: pdf

کتابها برای بچه‌ها به طور کلی از تکنیک های یادگیری ساده با تصاویر و داستان‌های تصویری با اخلاق استفاده می کنند. این کتاب دارای دو داستان اخلاقی برای بچه ها است.

افسانه دریای سیاه

این داستان در مورد یک پیرمرد است که با سگ و گربه خود در نزدیکی ساحل زندگی می کرد. سگ او خیلی خوب بود اما گربه کمی بد بود! در حالی که سگ به پیرمرد کمک می کرد بدون هیچ گونه پاداش، گربه به او کمک کرد تنها زمانی که او ماهی خود را ارائه می داد! او زندگی خود را با ابتلا به ماهی از دریا ساخته شده است. اما سگ به او هشدار داد که گربه خیلی بد است و از او خواست که او را از خانه بیرون کند. وقتی خانه قدیمی پیر شد، گربه به او کمک نکرد! او گربه را به دریا انداخت و با سگش زندگی کرد. با گذشت روز، آنها نمی توانند ماهی کافی برای خوردن پیدا کنند. آنها روزهای زیادی را با گرسنگی خالی به سر بردند. یک پرنده به او گفت که پیرمرد ایمان خود را به آنچه خوب است، از دست داد و به گربه اشاره کرد. پیرمرد متوجه شد که گربه نیز خوب است و همه چیز به ما بستگی دارد! سگ گربه گرسنه را دید و فریاد زد. پیرمرد آخرین قطعه ماهی را به سه بخش تقسیم کرد و ایمان خود را به خوبی به دست آورد.

به یاد داشته باشید، همه چیز خوب و بد است، همه چیز بستگی به این دارد که چگونه ما آن را درک می کنیم!

مامان

مامان داستان فانتزی برای بچه ها است. قطعه جالب داستانی که بچه ها آنرا دوست دارند.
یک پادشاه همسر خود را از دست داد وقتی ملکه دخترش را به دنیا آورد. شاهزاده خانم با عشق و مراقبت زیادی که توسط پدرش جاری شد بزرگ شد. او می خواست با دوستانش در ساحل بازی کند، اما پدرش محدود بود.

در همین حال، در بهشت، دو فرشته دوست داشتند. آنها صورتی و بنفش نامیده می شدند. بنفش متوجه شد که با پینک بازی بسیار خسته کننده بود و از خدا خواست که یک شریک دیگر داشته باشد. با این حال، خداوند از ارائه پیشنهادات خودداری کرد، زیرا به مشکلات منجر می شود. شاهزاده خانم کوچک بیمار شد و او به بهشت ​​به بازی با بنفش رفت. صورتی او را دوست دارد و با او بازی می کرد، که بنفش را خیلی عصبانی کرد. پادشاه نگران سلامت دخترش بود! داستان ادامه می یابد و شاهزاده خانم سلامتی خود را به دست می آورد و به کشورش بازمی‌گردد. صورتی و بنفش که نمیتوانند شاهزاده را فراموش کنند، از خدا خداحافظی می‌کنند و در زمین به عنوان بچه‌های دوقلو شاهزاده خانم تجدیدحیات می کنند!

داستان کوتاه بابی بامبل می ترسد پرواز کند

داستان کوتاه بابی بامبل می ترسد پرواز کند

Bobby Bumble Afraid to Fly

نویسنده: اتان کرونبری
سبک: کودکانه
زبان: انگلیسی
تعداد صفحات: 46
فرمت: pdf

زنبورها! حشرات کوچک! انواع و نسلهای مختلفی بنام زنبور که در دنیا شناخته شده اند وجود دارد! بامبل یک نوع زنبور از این نوع زنبورهاست. می دانید زنبورها می توانند پرواز کنند بله، آنها عسل را جمع آوری می کنند و کندوها را می سازند! یک زنبور عسل وجود دارد که نمی تواند پرواز کند! و این بابی بامبل بود.

بابی بامبل یک زنبورکوچکی است. او در یکی از درختان بزرگ قدیمی زندگی می کند. او به همراه خانواده اش زندگی میکرد. او برادران و خواهرانی داشت و خیلی مادرش را دوست میداشت.بابی و سه برادرش خیلی به هم نزدیک بودند. آنها با هم بازی می کردند، با هم میخورند و با هم میخوابیدند.

یک روز پس از یک بازی و سرگرمی، یکی از برادرانش به دیگران گفت که به یک شاخه جدید پرواز کنند. با این حال، بابی اجتناب کرد و آنها را از اینکه بیافتند هشدار داد. چه مشکلی درباره بابی بامبل زنبور وجود دارد؟ برادر بابی او را مسخره کرد و او را بزدل خواند. همه آنها دور او جمع شدند و به او خندیدند. برادرهایش به یک شاخه جدید پرواز کردند و رفتند.

پس از رفتن به قسمت خیلی بالای هوا، برادرانش او را صدا زدند. برادرانش بابی را مسخره کردند. بابی خیلی خجالت کشید. او یک فکری داشت. او تصمیم گرفت تلاش کند او واقعا سخت تلاش کرد، اما نتوانست پرواز کند.

بابی خیلی غمگین بود. برادرانش پاهای او را مسخره میکردند. بابی به خانه برگشت و خیلی نگران بود. او این حادثه را به مادرش گفت. بابی شک کرد که می تواند پرواز کند. او به مادرش گفت که خیلی نگران افتادن بود. مادرش نیز در مورد او نگران بود.

آیا بابی بامبل توانست پرواز کند و بر ترس خودش غلبه کند؟ این داستان را بخوانید. این داستان را بشکل خیلی جذاب و ساده روایت کنید. همچنین این کتاب شما را در لغت کمک خواهد کرد.

غلبه بر ترس یکی از اساسی ترین موارد برای پیروزی در همه کارهاست. همه کارها تا آنجایی که شما قوی و قدرتمند هستید ممکن خواهد بود.